نشستهای توی برجکی که تمام سهم تو از جهان است تو آرشی-مرزبان ایران!- تفنگت- آری -همان کمان است به خواب خوش، مردمانت امشب چقدر آسوده دیده بستند خیالشان راحت است وقتی که چشمهای تو دیدهبان است در این لباس پلنگی ای مرد! چه خوب از ماه دل ربودی نظر به سوی زمین نداری دل تو از جنس آسمان است تو در «هوا» همچنان عقابی!، شبیه موجی میان «دریا» دل «زمین» خوش به هر خروشت -که خوار چشمان دشمنان است- اگرچه سرباز «صِفری » اما بلای جان «هزار» دشمن...
برچسب:
نویسنده: محمد قربانی